یکصد وپا نزدهمین سا لیا د شهادت میرمحمدعظیم بیگ سه پای
محمد عوض نبی زا د ه محمد عوض نبی زا د ه

رهبرقیام دادخواهانه برضد استبداد امیرعبدالرحمن سفا ک گرامی باد!

افغانستان  درقلب قاره آسيا وهزاره جات درقلب ظلم دیده و مرکز افغانستان قرار دارد که در افغانستان اقوام و قبایل مختلف زنده گی مینما یند و هرکدام آ نان دارای هویت تا ریخی و فرهنگ غنی مختص به خود میباشند و از آن میان مردم صبور ومقاوم هزاره جات افغانستان تنها مردم است که با اختناق- تبعیض و فقر بیشتر از دیگراقوام دست وپنجه نرم می نمایندمردم هزاره با آ بله دست وعرق جبین خویش نان خورده اند و هیچگا هی با وجودهمه فقر و بینوائی دست گدائی به سوئی دیگران دراز نکر ده است و برای دیگران خانه ساخته اند ولی خود بی سر پناه بسر برده است برای این وآن نان و آب تهیه نموده اند اما خود با شکم گر سنه شب را به صبح رسانیده اند. در تاریخ معاصر افغانستان امیرعبدالرحمان جابر ترین فرد است که بیشترین کشتار و جنایات را مرتکب شده که از سر انسان کله منارمیساخت  وی در تاج التواریخ کتاب خاطراتش فقط به یکی از آنها اعتراف نموده میگوید که در جنگهای هزاره جات از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد ومن حکم دادم مناراز سرهای مقتولین دشمن بسا زند تا بقیه خا ئف شوند . برای حمله به هزاره جات امیرعبدالرحمن خون آشام بیش از  يك لگ پياده و بيست‌هزار سواره از مردم اُلوسات و قريب چهل‌ پلتن و ده‌ هزار سواره رساله و يك‌صد ضرب توپ با جبه‌خانه‌هاي بسيار از فوجي نظامي  آماده کرد واز علمای درباری اهل سنت فتوای تکفیر هزاره های شیعه مذهب را گرفت  مولوی احمدخان یکی از عالمان درباری اهل سنت فتوایی را در سراسر افغانستان پخش کرد که در بخشی از آن چنین آمده است :سر كار اعلي در قلع و قمع بنياد اين بی دينان كه اثری از ايشان در آن محال و خلال جبال نماند و املاک ايشان در بين اقوام غلجايي و درانی تقسيم شود چنين تجويز فرمودند كه سپاه نظامي و الوسي از هرسمت مملكت دولت خداداد آن چنان در خاک طايفه باغيه هزاره جمع شوند كه نفری از آن طايف گمراهان جان به سلامت نبرد.  زيرا طغيانِ سختي را كه "جماعة كفار هزاره" نموده ، جزاي سخت و سزاي درست لازم است، تا كه در صفحه روزگار، جزا دادن آن‌ها يادگار بماند و سپس وی خود بعنوان امیرالمؤمنین ! علیه هزاره ها اعلام جهاد و جنگ مقدس مذهبی نمود. بدنبال این فتوا و اعلام جنگ مذهبی، بسیاری از توده ها و قبایل متعصب پشتون، کوچی های پشتون با علاقۀ  و نیروی فراوان در جهاد اشتراک ورزیدند. آنان اعلامیۀ عبدالرحمان خان را شنیده گروه گروه به جنگ برضد مردم هزاره جات می شتافتند آگاهانه و عامدانه به قصد کسب غنیمت و پاداش اخروی در جهاد مقدس ! علیه مردم بی پناه هزاره شرکت جستند و هرکدام برای رسیدن به مقام " غازی" و دست یافتن به بهشت جاوید، تعدادی زن و کودک اسیر و جنگ زدۀ هزاره را از دم تیغ گذراندند.  در غزاي ، دفع و قتلِ اشرارِ هزاره جات مو ا فق شرعِ‌ شريفِ غرا بر هر نفري از مسلمانان لازم و مقرر گرديده‌‌اند بنا بر اشتهاري كه از راه تكفير مردم هزاره انتشار يافته بود مردان ايشان‌ را تمام بكشت و زنان و دختران خردسا ل‌ را به مردم افغان به نام برده و كنيز تقسيم كرد.  لشکریان و سرداران امیر که کودکان شیرخوار مردم هزاره را به هوا پرتاب می کردند و سپس در هوا با شمشیر دونیم می ساختند و این یکی از سرگرمی های مورد علاقۀ آنان در هزاره جات  بود، از سرگرمی ها ی دیگر این امیر جابرو لشکریان او کشتن آدمها  بود که طبق دستور او سران لشکر ی آن تا به های آهنی را داغ میکردند بعدا جلادان سرهای میران مردم هزاره جات را با شمشیر جدا کرده  تا به ها را روی گردن آنها قرار میدادند. خون به سرعت قطع گردیده  میران سر بریده  چون مرغ بسمل بهر طرف می پریدند تا جان میدادند عبدالرحمن و اطرافیان او به این صحنه می خندیدند او این بازی را رقص میری نام نهاده بود. بیست هزار نفر، ازمردم مناطق مختلف هزارجات را اسیر آورده در کابل سر بریدند و عده ای از زنان و دختران هزاره را به اسارت برده در سایر شهرها به کنیزی فروختند. استبداد در افغانستان از تخریب حیات انسانی تا اعماق مناسبات قومی و اجتماعی ریشه دوانده اند احساس عدم امنیت اجتماعی در گذشته و حال بر زندگی اقشار آسیب پذیر جامعه سایه انداخته وآنها را در برابر انواع گوناگون خشونت بی دفاع کرده است.گرچه کله منارهاي عبدالرحمن میرغضب هنوز،  مردم هزاره را دچار کابوس مي ساخت ولی ملا عمر از جنوب کشور سر برآورد.که ا و میگفت،  مردم هزاره سه راه بيشتر پيش رو ندارد؛ ترک افغانستان، سفر به قبرستان و يا هم در بهترين حالت، پرداخت جزيه و زندگي مرگبار فاقد حق سياسي، مذهبي و شهروندي است.باشنده گان هزاره جات در مراحل مختلف تا ریخ شاهد پا کسا زی قومی ومذ هبی - کوج های ا جباری- قتل عام ها و زمین سوخته بوده است .به قول فرانتزفانون میگوید که :-  باتمام مغضوبین این سرزمین سفر کرده وکوه های رنج و دشت های بی کران اندوه را در نوردیده است و باچشمان ژرف نگر و وجدان انسانی اش برای مصیبت های تلخ میلیونها  تن از مردم این  سر زمین گریسته است. چنانچه بانوی فرزانه وبا احساس فرشته حضرتی مینویسد که:- رقابت های خونین دوخاندان سدوزایی ومحمد زایی و ترویج اخلاق تهاجم و ویرانگری سبب گردیده است که خشونت را به عنوان یک رفتار اخلاقی در لایه های متفاوت این فرهنگ نهادینه گردانیده  تا زمینه های رشد وتولید اندیشه های انسانی مسدود گردد. امیر عبدالرحمن وملاعمر درحقیقت محصول وتولید چنین فرهنگ می باشند که در فاصله ء  یک صد سا ل ازهمدیگر، اقوام غیر پشتون را قتل عام کرد و بذر کینه را درمیان مردم این سرزمین پا شید ند. طوریکه بحران جاری درافغانستان ریشه دربستر فرهنگ وسنت های رایج در جامعه دارد. هرگاه این فرهنگ وسنت ها درمعرض بازنگری ونقد دقیق قرار نگیرد سعادت وخوشبختی مردم افغانستان برای همیشه درگروگان  این سنت های رایج  تهاجم و خشونت باقی خواهدبود.

تاریخ خونین همراه با درد وعذاب هزاره جات نشان میدهد که صفحا تی بیعدالتی وبیرحمی بیما نندی علیه آنان وجود داشته است.در جنگهای ده ساله امیر عبدالرحمن ستمگر علیه مردم هزاره که هست و بود  مردم هزاره درین جنگ نا بود شد .سالهای طولانی برده گی حقارت آمیز با لای کوه ها ودره ها ی سرسبز هزاره جات  ما نند شب سایه انداخت و آ ب دریا ها با خون آ لوده شد غم واندوه برای مدت های طولانی در سرزمین هزاره ها مستولی گشت. اما در سالها ی بعد بخصوص در زمان صدارت  محمد هاشم خان نابرابری اجتماعی وملی-محرومیت سیاسی  نیز غیر قابل تحمل گردید ترور بی رحمانه وبه سیاه چال افگندن شخصیت های سیاسی و اجتماعی مردم هزاره واعمال سیاست  ژینوسید از جا نب مستبدین علیه هزاره ها  به پیش برده میشد. طرح شعارعدالت اجتما عی و مشارکت ملی در شرایط کنونی  برای مردم هزاره به مفهوم پا یان چند قرن تبعیض، نژادی - زبانی ومذ هبی  ، و برای بقاء به عنوان یک گروه مشخص قومی، مذ هبی پنداشته میشود . مردم حق شنا س افغانستان و خاصتا جامعه هزاره نمیتوانند از مبارزات جانبازانه مبارزین ملی کشور چشم پوشی نمایند که از آن جمله قیام ومقاومت قهرمانانه و جانبازانه شهید میر عظیم بیگ سه پای  شهرستانی –ودیگر جان با زان ضد استبداد نظام ستمگر امیر عبدالرحمن را ارج گذاشته و گرامی میدارند  .

 میرمحمدعظیم بیگ سه پای یکی از پر نفوذ ترین میر ان هزاره جات در قیام برضد رژیم  استبداد ی امیر عبدالرحمن جلاد  بود. میر محمد عظیم بیگ که بنام میر دایزنگی شهرت داشت اصلا از ولسوالی شهرستان ولایت کنونی دایکندی بوده است . وی در سال 1887 – میلادی از جمله اولین میرهای هزاره جات بود که حکومت کابل را برسمیت شناخت در مقابل لقب سرداری را از امیر کابل بدست آورد ومعاش مستمری برایش مقرر شد.لیکن میرعظیم بیگ با سیاست جابرانه وتبعیض گرایانه  امیرعبدالرحمن درهزاره جات موافق نبودو آن اختلاف و احساسش نسبت به مردم هم تبارش سبب گردید تا در فرصت مناسب با نیرو های خود به قیام کننده گان بپیوندد ونیرو های منظم ومسلح هزاره های فولادی – دایه – میر آ دینه-چوره- سلطان احمد وزاولی نیز تحت رهبری وی قرار داشتندکه او درحدود 4000 نفر و یا بقول یوسف ریاضی 12000 سرباز دراختیار داشت.میرمحمد عظیم بیگ سه پای بزرکترین سالارو سردار درمقاومت تاریخ سازمردم هزاره جات دربرابر قشون ستم پیشه و تاراجگرامیرعبدالرحمن بود اودر آغاز مقاومت با وعده های فریبکارانه آن امیر غدار جانب حکومت را گرفت عبدالرحمن درظاهر برای خواباندن موقت شورش مردم ، به او رتبه سرداری داد ، تا بزعم خود امیررتبه اوهمپایه خانواده سلطنتی باشد . همچنین حکومرانی کل هزارجات را نیز به اوداد تا بیشترسرگرم شود اما  میرمحمدعظیم بیگ هنگامیکه کشتارجمعی وقساوت وبیرحمی عمال وکارگزاران امیرمکاررا ازنظر گذراند بدین نتیجه رسید که عبدالرحمن با وجود شعارهای دروغین ووعده های نامردانه قصد نابودی وقتل عام و نسل کشی دسته جمعی هزاره هارا دارد. لذا درپایان سا ل 1308  ق . هجری جا نب مردمش را گرفت وبعد ازآن نقش  اصلی و محوری را در مقاومت مردم هزاره جات بر علیه تهاجم لشکر امیر کابل بازی کرد . حتی امیرمکارهم به نفوذ واعتبار او درمیان مردم سلحشور هزاره جات اذعان کرده ومیگوید که  : میر عظیم بیگ  به عموم مردم هزاره جات نفوذ کامل داشت ، برحسب دعوت او جمعیتی زیادی به مخالفت من برخاست . دراواخرسال 1309 .ق. هجری  تمام بزرگان وسران هزاره جات برای اولین بار درگیزاب گرد هم آمده وعلیه عبدالرحمن پیمان اتحاد ویکدلی بستند ومحمد عظیم بیگ را بعنوان رهبر و سردار قیام و مقاومت  از سر زمین هزاره جات  انتخاب نموده وبا اوبیعت کردند. اینکه برای نخستین بار سران جامعه هزاره دریک اجتماع بزرک قومی ومردمی به صورت انتخابی فردی را بعنوان سالار وسردار قوم برگزیدند، خود مبین هوشیاری سیاسی - برجستگی درایت وشایستگی فوق العاده شهید میرمحمد عظیم بیگ را میرساند وهم به عیار پروری ومرد خیزی اعتبار وشکوه این دیاررا صد چندان فزونی می بخشد .

محمدعظیم بیگ کوشش کرد تا قیام سراسرهزاره جات را در بر گیرد. بعد ازجلسه گیزاب  به دعوت محمد عظیم بیگ یک اجلاس عمومی و یا شورای عمومی میران هزاره در منطقه اوقول ولسوالی  شهرستان ولایت دایکندی فعلی برگزار گردید وهمه با یکدیگر تصمیم مهمی مبنی بر اعلام جنگ علیه امیر کابل را صادر کر دند. ودر آخیر تمام آنها در پشت قرآن کریم امضاء کردند. و یا مهر خود را به یاد گار گذاشتند. قیام مردم هزاره جات دارای روحیه و شکل سیاسی بود بعد از اعلان قیام علیه امیر کابل آتش قیام شعله ور تر گشت وقیام نیروی تازه ای بخود گرفت. قیام تمام هزاره جات را فرا گرفت و حتی مامورین هزاره گی در دربار کابل وعساکر مردم هزاره که در میان قوای امیر بود ند راه هزاره جات را در پیش گرفته وبه قیام کننده گان پیوستند. قیام در ماه اپریل سال 1892 میلادی ازمناطق اشغال شده آغاز شد وتمام مراکز دولتی را تسخیر نمودند.مردم میمنه وحتی والی محمد شریف خان وا لی میمنه -ساکنین کابل –  مردمان کوهستا ن –فیروز کوهی ها و جمشیدی ها نیز به حمایت از قیام کننده گان برخاستند. در ماه جون سال -1892 میلادی امیر کابل دست به لشکر کشی و حمله عمومی علیه مناطق هزاره جات زدند. وجنگ خونین میان دو طرف در گرفت و قیام کننده گان تحت رهبری میر برزگ هزا ره جات مقاومت جانبازانه از خود نشان دادند و محمد عظیم بیگ سه پای رهبر شاخص و پیشوای قیام کننده گان مردم هزاره و برگزار کننده اولین جلسه یا جرگه عمومی میران – روحانیون ومتنفذین  هزاره در هزاره جات که در مقابل قوای مهاجم امیر عبدالرحمن خان فدا کارانه رزمید وبخاطر منافع مردمش از امتیازات لقب سرداری ومعاش مستمری صرفنظر نمود. بنا ء میتوان میرعظیم بیگ سه پای را نمادی ازقیام ومقاومت دادخواهانهء سراسری هزاره جات بر ضد استبداد امیرعبدالرحمن خان سفاک دانست .همچنان ابراهیم بیگ لعل وسر جنگل- محمد امیر بیگ ایلخانی یکاولنگی وگلستان خان مالستانی و دیگر میران هزاره جات از همرز مان نزدیک محمد عظیم بیگ دوشادوش و متحدانه برعلیه دشمن مشترک شان می جنگیدند و همه  قیام کنندگان  سعی داشتند که نیر وی مهاجم را سرکوب نمایند.

در ماه اگست همان سال جنگ تعین کننده در اجرستان در گرفت  شهید محمد عظیم بیگ سه پای  درین جنگ موفقیت داشت اما در جریان این جنگ پیروز مندانه خبر شکست نیرو های  محمد امیربیگ ایلخانی در جبهه یکاولنگ برای رهبر قیام کننده گان رسید که سبب تضعیف رو حیه رزمی نیرو های تحت امررهبر قیام دادخواهانه  گر دید.ونیروی های جنگی میر محمد عظیم بیگ سه پای از هم پاشید بالاخره ودر  آخرین ساعات جنگ محمد عظیم بیگ این سردار رشید ودلاور در منطقه بنام دولتیارتوسط یکی ازعمال ومزدوران عبدالرحمان بنام محمد خان تایمنی با فریب و نیرنگ به مهمانی دعوت شد ، درآن مهمانی آن اسوه مقاومت و مبارز ضد استبداد را ناجوان مردانه دستگیر و در اختیار لشکریان  امیرمستبد کابل  قرار دادند ،  که از دولتیارولایت غور  به هرات انتقا ل داده شده و به سا ل 1894- میلادی شهید میر محمد عظیم بیگ درشهرکابل اعدام گردید وهمزمان به اعدام وی بیش از پنجصد نفر اسیران مربوط به خانواده و طرفداران شهید میرمحمد عظیم بیگ سه پای را از زادگاه اصلی شان به شهر کابل انتقال نموده  که یکتعداد افراد سر شناس آنان را اعدام – زندانی و زنان – دختران و پسران  نوجوان را بنام برده وکنیز بفروش رسانیدند. که در درازنای تاریخ بشریت ستمگران مکار و محیل وسود گرا، برخی اوقات توانسته اند عیاران ومردان ارزش گر ا و والا مقام و مبارزین قهرمان و فداکار را مغلوب وسر کوب نموده وبر پیروزی موقت دست یا بند . گرچه مرگ يک پديدهً طبيعی است اما مرگ شخصیت های ، مبارز و خدمتگار مردم مانند زنده یاد محمد عظیم بیگ و مرگ آنانی که آرمانهای مقدسی مبارزه برای برپايی نظام عدل وانصاف وریشه کن نمودن تبعیض دارند اثرات ناگواری برجای ميگذارد. شهادت ﺍﻴﻦ ﺸﺨﺼﻴﺖ مبارز ﻨﻪ ﺘﻨﻬﺎ ﺘﮐﺎﻦ ﺪﻫﻨﺪﻩ ﺒﺮﺍﻯ مبارزین ضد استبداد رژیم جابرعبدالرحمن بود ،بلکه ﻫﻤﭽﻮﻦ ﻀﺎيعه جبران ناپذير ﺮﻮﺤﻰ ﺒﺭﺍﻯ  مردم کشور و جامعه هزاره ،  پنداشته شده و ﻨﻴﺯ ﺨﺎﻂﺮﺍﺖ ﻤﺒﺎﺮﺰﺍﺖ فداکارانه ﻤﺮﺤﻮمی ﺪﺮﻗﻠﻮﺐ ﻮﺍذﻫﺎﻦجامعه قدر شناس افغا نستان و ﻫﻤﻪ طرفداران عدل و انصاف ﺠﺎﻮﻴﺪﺍﻦ ﺨﻮﺍﻫﺪﻤﺎﻨﺪ. شهید میرمحمد عظیم بیگ سه پای یکتن از شخصیت های مبارز ورزیده کشوربود و بمثابه يکی از رهبران شاخص قیام و بنيا ن گذار اولین جرگه  سراسری  مردم هزاره جات با زندگی پرحماسه اش برای هميش نامش را ثبت تاريخ نموده است.

                                                                    روحش شاد، يادش زنده وخاطرا تش فرخنده باد ! 

رویکردها

- افغانستان در مسیر تاریخ جلد اول و دوم  نویسنده :- مرحوم غلام محمد غبار.

- کتاب هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت نویسنده :- بصیر احمد دولت آبادی

سایت آریائی زیر عنوان مبا رزین شاخص هزاره درجنبیشهای ضد استبدادی نویسنده :- صاحب این قلم.   

وبلاك « ميرامور» زیر عنوان مـــــردان نــــامــــــــــی .

سایت کابل پرس زیر عنوانهزاران دسته گل فرش قدمهای فرشته نويسنده: زبیده تیمور .

سایت  افغان پن زیر عنوان فرهنگ قبیله بستر تولید بحران نویسنده : فرشته حضرتی.

-  یا دداشت های شخصی صاحب این قلم .      -  18-  ماه – جنوری– سا ل – 2009 – میلادی


January 18th, 2009


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
مسایل تاریخی